نشریه علمی هنرهای صناعی خراسان بزرگ

نشریه علمی هنرهای صناعی خراسان بزرگ

بررسی تطبیقی نقوش کارت بافی مناطق الموت قزوین،کلات نادر و علی‌آبادکتول

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان
1 استادیار، دانشکده هنرهای کاربردی، دانشگاه هنر، تهران، ایران
2 دانشجوی کارشناسی ارشد، گروه صنایع‌دستی، دانشکده هنرهای کاربردی، دانشگاه هنر، تهران، ایران
چکیده
در کارت‌بافی مناطق الموت قزوین، کلات نادر و علی‌آباد کتول در نوعی از دست‌­بافته‌های نواری با عرض­های متفاوت می­ توان هویت قومی مردمان ساکن را بازجست. زنان با تکیه‌بر اصالت گذشته، آن‌ها را بافته و از ساختار هندسی عناصر و اشیاء محیط پیرامون در خلق آن بهره می‌گیرند. هدف از این پژوهش، بازشناسی ویژگی‌های فنی و هنری در سه منطقه الموت قزوین، کلات نادر و علی‌آباد کتول از نظر مردم­ شناسی و شناسایی نقاط افتراق و اشتراک نقوش در آن است. بنابراین پژوهش حاضر به دنبال پاسخ به سؤالات ذیل است: 1. نقوش مورداستفاده در کارت‌بافی مناطق الموت قزوین، کلات نادر، علی‌آباد کتول چیست؟ 2. طرح‌ها و نقوش در کارت­ بافی این مناطق بر اساس رویکرد مردم‌شناسی چه مفهومی دارند و نقاط افتراق و اشتراک آن‌ها کدام است؟ روش تحقیق، توصیفی و رویکرد تحلیل، مردم‌شناسی است. گردآوری مطالب از طریق منابع کتابخانه‌ای و به‌ویژه میدانی و نمونه‌گیری شامل تمام‌شماری موارد در دسترس است. یافته‌ها نشان می‌دهد کارت‌بافی در این مناطق، ساختاری منحصربه‌فرد داشته و گویای ارتباط با طبیعت، فرهنگ و رسوم بومی مناطق بوده و محصولی فرهنگی و کاربردی، متناسب با نیازهای مردم است. معانی نهفته در ورای تزیینات معمولاً ریشه در باورهای اساطیری و دینی اقوام دارند. بررسی نقوش نواربافی مناطق سه‌گانه فوق نشان داد قالب­های هندسی در این بافته­ های نواری به‌عنوان مهم‌ترین عنصر زیبایی با به‌کارگیری عناصری از زیست‌بوم و نمادپردازی فرهنگی انتزاع شده است. نقوش به‌کاررفته در آن‌ها شامل نقش‌های حیوانی، هندسی و طبیعت پیرامون است که عموماً با رنگ‌های سفید، سیاه، زرد و به‌ویژه قرمز بافته می‌شوند. باید اشاره داشت تنوع نقوش در کلات نادر بیشتر و در علی‌آباد کتول از فراوانی کمتری برخوردار است. این نقوش با بیانی ساده و نمادین، برگرفته از طبیعت، پدیده‌های طبیعی و باورهای مردم هر منطقه هستند و با تکرار، ریتم و ترکیب‌بندی متقارن در قالب اشکال هندسی بر کارت‌بافی‌ سه منطقه خودنمایی می‌کنند.
 
 
 
کلیدواژه‌ها

عنوان مقاله English

Comparative study of tape weaving patterns in Alamut-e-Qazvin, Kalat-e-Nader and Aliabad-e-Katoul regions

نویسندگان English

Alireza Sheikhi 1
Shahrbanoo Mousa Zadeh 2
1 Assistant Professor, Faculty of Applied Arts, University of Arts, Tehran, Iran
2 Master student, Department of Handicrafts, Faculty of Applied Arts, University of Arts, Tehran, Iran
چکیده English

This article is taken from a research project entitled Comparative study of Tape weaving patterns (case study of Qazvin, Kalat Naderi and Aliabad Katoul) by the first author in University of Art. In tape weaving - A kind of hand-woven - the ethnic identity of the people living in Alamut-e-Qazvin, Kalat-e-Nader and Aliabad-e-Katoul can be traced. The aim is to identify the technical and artistic features of the three regions in terms of anthropology.The research method is descriptive and the analysis approach is anthropology. Data collection is done through library resources, especially field resources.The patterns used in tape weaving of Qazvin  are a combination of geometric and nature patterns. The use of research in the fields of Qazvin, Kalat Nader and Ali Abadktol influenced by concepts such as fertility and immortality, abundance and procreation, wound healing, physical and mental development, purity and peace, solidarity and unity, seeking rain, It is truth and humility. Continuity and follow-up in the method of weaving ribbons in these areas and the use of local materials and tools and relying on the main original sewing methods, tape weaving in these areas has become one of the indigenous arts. At first glance, tape weaving patterns in are pure geometric elements that are symbolically used in the nature of the region, beliefs and customs, but generally include the local and cultural identity of the region. Through the shape and style of these motifs, the women artists of this region express their thoughts, feelings and experiences in the form of tapes that express their natural messages and culture by showing them in transmission. Therefore, it can be said that art can not only experience effectively and demonstrate the ideas of a society in the social and cultural fields, but by analyzing its forms and motifs, meanings and effective capacities, it can also provide easier access to the intellectual and practical systems of that society. The result of this study shows that all the designs in these areas are influenced by the environment and nature around, mentally designed and simplified and are used as a symbolic role and is in accordance with the culture and customs of the people of the region and geometric patterns are most used in Woven tapes have three regions.

کلیدواژه‌ها English

Tape weaving
Qazvin
Kalat-e-Nader and Aliabad-e-Katoul regions
افضل‌طوسی، عفت‌السادات؛ و مونس سنجی. (1393). «آرایه­ ها و نگاره­های مرتبط با چشم‌زخم در دستباف‌های اقوام ایرانی». نگره. (شماره 31)، 91-77.
 انصاری، معصومه. (1394). دائره‌المعارف مصور نماد­ها و نشانه ­ها. تهران: سایان.
 امیدی، ناهید. (1382). دیده و دل و دست. مشهد: به نشر.
 شوالیه، ژان، و آلن گذابان. (1384). فرهنگ نمادها. مترجم سودابه فضایلی. تهران: جیحون.
آل ابراهیم دهکردی، صبا. (1395). «نقش سرو و معانی آن در نگاره­هایی از شاه نامه تهماسبی». باغ نظر. (شماره 45). 105-114.
 امینی، شهلا. (1384). «نوارهای تزیینی منسوج ایران». گلستان هنر. (شماره 2)، 115-106.
 امینی، شهلا. (1381). «کارت بافی». نامه هنر. (شماره 15)، 50-36.
ایزدی جیران، اصغر. (1390). «ظهور انسان‌شناسی هنر: فاگ، مان فورگ و بیبویک». مجموعه مقاله‌های نخستین همایش انسان‌شناسی هنر، به کوشش بها مختاریان و محمدرضا رهبری. اصفهان: حوزه هنری.
 بمانیان، محمدرضا؛ و همکاران. (1390). «دریا و نمادپردازی آن در فرهنگ مردم ایران». کتاب ماه هنر. (شماره 154)، 74-64.
پاشایی، کامران. (1394). «بررسی نماد رنگ در آثار سعدی». بهارستان سخن. (شماره 29)، 89-21.
بختیاری، محمدرضا. (1394). «حضور رنگ در ادبیات بازتاب اندیشه‌ها و باورها». چهارمین همایش پژوهش‌های نوین علوم و فناوری. دانشگاه شهید باهنرکرمان.
حسن‌زاده، آمنه. (1386). «جایگاه اعداد در فرهنگ مردم ایران با تأکید بر عدد هفت و چهل». فرهنگ مردم ایران. (شماره 10)، 190-165.
ذویاور، حامد؛ و همکاران. (1394). «دیدگاه معانی نمادین نقش‌مایه بته‌جقه»، کیمیای هنر. (شماره 15)، 113-99.
 رزمی، حمیدرضا؛ و صامیه مرادی. (1396). «واکاوی گونه­ ها و ساختارهای معماری خانه­ های روستایی»، پژوهش­های نوین علوم جغرافیایی، معماری و شهرسازی. (شماره 7)، 51-37.
رضالو، رضا؛ و همکاران. (1398). «مطالعه نقوش نمادین طلب باران و مفاهیم آن در ورنی‌های مغان». علمی هنرهای حوزه کاسپین. (شماره 1)، 223-203.
صادقی، علی. (1391). «بررسی نقش و جایگاه پرچم به‌عنوان نماد ملی و راه‌کارهایی برای تقویت آن». پاژ. (شماره 2-1)، 150-137.
فتاحی، معصومه. (1387). «مراسم عروسی در کلاردشت». فرهنگ مردم ایران. (شماره 13)، 116-87.
کوچکیان، طاهره؛ و بهناز پیامنی. (1396). «بازکاوی چله‌نشینی در ساختار عرفان اسلامی ایرانی». ادبیات عرفانی و اسطوره‌شناسی. (شماره 47)، 283-245.
ماجد، مسعود.(1388). «مروری بر کارت‌بافی در ایران». مجموعه مقالات گنجینه های از دست رفته هنر ایران. انتشارات فرهنگستان هنر، تهران.
مورفی، هوارد. (1385). «انسان‌شناسی هنر». ترجمه­ هایده عبدالحسین‌زاده. خیال. (شماره 17)، 69-20.
 نیکنام، مهسا. (1395). «تحلیل مردم‌شناختی آداب و رسوم مردم مازندران در آیین طلب آفتاب». همایش ملی فرهنگ گردشگری و هویت شهری. دانشگاه شهید باهنر کرمان.
وزیری، سعید. (1379). «مراغیان اویرک». رشد معلم. (شماره 159)، 25-20.
 اصغری، خدیجه. (1395). «مطالعه تحلیلی و تفسیر ترانه­ها و لالایی­های بومی زنان مازندران». پایان‌نامه کارشناسی‌ارشد. دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز.
دوره 1، شماره 2
تابستان 1402
صفحه 1-12

  • تاریخ دریافت 22 مرداد 1400