<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>نشریه علمی هنرهای صناعی خراسان بزرگ</title>
    <link>https://hgj.imamreza.ac.ir/</link>
    <description>نشریه علمی هنرهای صناعی خراسان بزرگ</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Fri, 20 Feb 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Fri, 20 Feb 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>تحلیل قوة متخیّله در آفرینش نگاره‌های دوره صفوی مکتب قزوین؛ مطالعه موردی شاهنامة شاه اسماعیل</title>
      <link>https://hgj.imamreza.ac.ir/article_245439.html</link>
      <description>قوة متخیّله در آفرینش آثار هنری نقش مهم و کلیدی داشته‌است. استمداد از نیروی خیال در نگارگری ایرانی همواره جایگاه پراهمیتی ایفا کرده‌است. مسأله اصلی این پژوهش بررسی چگونگی نقش‌آفرینی قوة متخیّله در فرآیند آفرینش نگاره‌های شاهنامه‌ای از دوره صفوی است؛ به‌ویژه در مکتب قزوین که در آن رابطة میان عقل، حس و خیال در سطحی عمیق‌تر و معنایی‌تر نمود یافته‌است. سوالات اصلی آن است که چگونه مفاهیم فلسفی و عرفانیِ مربوط به عالم خیال در نگاره‌های شاهنامة شاه-اسماعیل بازتاب یافته‌اند؟ و چه ویژگی‌های تصویری و مفهومیِ خاصی را می‌توان به‌عنوان نمود عینی فعالیت قوة متخیّله در این نگاره‌ها شناسایی کرد؟ هدف، تبیین این نکته است که هنرمند، نه صرفاً نسخه‌بردار روایت منظوم، بلکه &amp;amp;laquo;مفسّر&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;تأویل‌گر&amp;amp;raquo; حقیقت‌های نهفته در روایت است و از طریق قوة متخیّله، صور محسوس را به معانی معقول تبدیل می‌کند. این پژوهش از نوع بنیادین است که به روش توصیفی ـ تحلیلی با اتکا بر مبانی نظری ابن‌سینا دربارة جایگاه قوه خیال و مقایسه آن با پنج نگارة منتخب از شاهنامة شاه‌اسماعیل صورت پذیرفته‌است. نتایج نشان می‌دهد که هنرمند، با تمایزگذاری میان صورت و سیرت شخصیت‌ها، رنگ‌های برزخی، ترکیب‌بندی صعودی، و تبدیل حالات اخلاقی به چهره‌ها و هیبت‌ها، به ترجمان بصری حقیقت درونی وقایع دست یافته‌است. در این نگاره‌ها، قوة متخیّله همچون &amp;amp;laquo;واسط میان عقل و حس&amp;amp;raquo;، مسیر ادراک مخاطب را از سطح روایت حماسی به سطح معنا و تجربه وجودی رهنمون می‌سازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل ساختار رنگ بندی در فرش های سعدی بیرجند</title>
      <link>https://hgj.imamreza.ac.ir/article_251301.html</link>
      <description>فرش‌های دستبافت بیرجند به عنوان یکی از گونه‌های اصیل ایرانی شناخته می‌شوند و در میان طرح‌های متنوع آن، فرش‌های سعدی جایگاه ویژه‌ای یافته‌اند. این طرح که ریشه در سنت‌های کهن طراحی و زیبایی‌شناسی شرق ایران دارد، همگام با طرح و ترنج ویژة آن و به سبب هارمونی رنگ‌ها و هماهنگی چشم‌نواز آن‌ها با نقوش شناخته می‌شود. تحلیل رنگ‌بندی در این فرش‌ها، نه‌تنها به درک عمیق‌تری از زیبایی‌شناسی و نمادپردازی کمک می‌کند، بلکه می‌تواند بازتابی از معیارهای مرسوم در رنگ‌پردازی در فرش این منطقه باشد. پژوهش حاضر از نوع بنیادی است که با رویکردی توصیفی- تحلیلی به بررسی طیف رنگی غالب در فرش‌های سعدی بیرجند پرداخته و نشان داده که رنگ‌هایی چون لاکی، سرمه‌ای، بژ و کرم بیشترین کاربرد را دارند و ترکیب آن‌ها با رنگ‌های مکمل، و ایجاد تضادهای بصری گوناگون رنگی، توازن بصری را ایجاد کرده است. اهداف این پژوهش شامل، شناخت و تحلیل نظام رنگ‌بندی در فرش‌های سعدی بیرجند است. بر این اساس پرسش‌های زیر مورد توجه است: 1. رنگ‌های غالب و فرعی در قالی سعدی بیرجند شامل چه انواعی است؟ 2. ترکیب و هماهنگی رنگ‌ها در قالی سعدی چگونه به ایجاد هارمونی بصری کمک می‌کند؟</description>
    </item>
    <item>
      <title>گونه‌شناسی ساختاری و تزیینات منابر چوبی دوره قاجار</title>
      <link>https://hgj.imamreza.ac.ir/article_251302.html</link>
      <description>منبرهای چوبی در دوره قاجار، به جهت کاربردشان نظیر، ایراد خطبه، آموزش، تدریس علوم دینی و اجتماعی، از اهمیت خاصی برخوردار بوده است. از این رو، همواره سعی می‌شده تا در ساخت آنها بهترین مواد و استادکاران خبره به‌کار گرفته شود. ساختار فیزیکی منبرهای چوبی، دارای ویژگی‌های تکنیکی و تزییناتی منحصربفردی هستند به‌طوری‌که تعدد فنون ساخت و تزئین‌شان، این فرضیه را تقویت می‌نماید. در حقیقت با تمرکز و بررسی آن‌ها می‌توان پی به اصول طراحی و تزیینات خاص منابر چوبی در دوره قاجار برد. بدین سبب هدف تحقیق حاضر، بررسی فرمی و تزئینی منابر دوره قاجار در ایران به‌منظور رسیدن به یک الگوی مشترک فرمی و نحوه تزئین آنهاست. بدین ترتیب، سوالی که مقاله فوق درصدد پاسخ به آن است، این‌گونه می‌باشد: ساختار فرمی، تزئینی و فنی مشترک منابر چوبی دوره قاجار چیست؟ مطالب پژوهش حاضر به‌صورت کمی با روش توصیفی و تحلیلی تدوین شده که اطلاعات آن به‌وسیله مطالعات کتابخانه‌ای و اسنادی به همراه پیمایش‌های میدانی تنظیم گردیده است. بر این بنیان تعداد 22 منبر در دسترس از سرتاسر ایران مورد مطالعه قرار گرفته است.نتایج تحقیق نشان داد که الگوی مشترک در فرم اصلی منبر‌های چوبی ایران دوره قاجار به‌صورت، بدنه چندتکه در پنچ پله بدون در ورودی، مقصوره و نرده است. آرایه‌بندی آن می‌بایست به‌صورت قرینه و با بهره‌گیری از نقوش هندسی در قالب فن گره‌چینی، بر روی تمامی منبرها (خصوصا گره شمسه هشت) و متون مذهبی (اشعار) باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>صنعت فلزکاری سیستان در عصر مفرغ: فناوری، سازمان تولید و تخصص‌گرایی</title>
      <link>https://hgj.imamreza.ac.ir/article_245435.html</link>
      <description>صنایع فلزکاری یکی از شاخص‌ترین نمودهای پیچیدگی فناورانه، سازمان تولید و تخصص‌گرایی اجتماعی در جوامع عصر مفرغ به‌شمار می‌آید. منطقه سیستان، به‌ویژه محوطه شاخص شهر سوخته، با ارائه شواهد متنوعی از تولید، مصرف و بازیافت اشیای فلزی، جایگاهی مهم در شبکه‌های فرهنگی و اقتصادی شرق فلات ایران در هزاره سوم پیش از میلاد داشته است. هدف این پژوهش بررسی نظام فلزکاری سیستان با تمرکز بر مواد خام، فناوری‌های ذوب و آلیاژسازی، روش‌های ساخت، گونه‌شناسی مصنوعات فلزی و سازمان تولید است.روش پژوهش مبتنی بر تحلیل داده‌های باستان‌شناختی حاصل از کاوش‌ها و بررسی‌های میدانی، مطالعات باستان‌سنجی، تحلیل گونه‌شناختی اشیای فلزی و تطبیق آن‌ها با شواهد مناطق هم‌جوار است. نتایج نشان می‌دهد که فلزکاران سیستان، با اتکا به شبکه‌های مبادلاتی گسترده به مواد خام دسترسی داشته و به تولید آلیاژهای پیشرفته‌ای چون مفرغ قلع‌دار و مفرغ آرسنیکی دست یافته‌اند. شواهد مربوط به کوره‌های ذوب کوچک، سرباره‌ها، بوته‌های آهنگری و تمرکز فضایی فعالیت‌های فلزکاری، حاکی از وجود کارگاه‌های تخصصی و تفکیک فضاهای تولیدی از فضاهای مسکونی است. تنوع بالای مصنوعات فلزی، شامل ابزارهای جنگی، ادوات کشاورزی، اشیای تزئینی، آیینی و نمادین، نشان‌دهنده مهارت فنی بالا و شکل‌گیری تخصص‌گرایی حرفه‌ای در جامعه سیستانی است. صنایع فلزکاری سیستان نه‌تنها بیانگر دانش تجربی و فناوری پیشرفته عصر مفرغ است، بلکه نقش بنیادینی در تکوین ساختارهای اجتماعی، اقتصادی و جایگاه راهبردی این منطقه در شبکه‌های فرهنگی و تجاری شرق فلات ایران ایفا کرده است. بررسی این موضوع، درک و شناخت ما را از صنایع فلزی سیستان در عصر مفرغ به میزان قابل توجهی افزایش می‌دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نشانه‌شناسی نقوش گل‌و‌بو ته در جلدهای روغنی نسخ قرآنیِ تاریخ‌دار دوره صفویه و قاجاریه، موجود در کتابخانه آستان قدس رضوی</title>
      <link>https://hgj.imamreza.ac.ir/article_245445.html</link>
      <description>در بخش گنجینه نسخه‌های خطی کتابخانه آستان قدس رضوی، بخشی از ممتازترین نسخ خطی به قرآن‌ها اختصاص دارد که جلد این مصحف شریف در تنوع و کیفیت‌های متفاوت و بیانگر تحولات بزرگ و منحصر به فردی در هنر کتاب‌آرایی ایران است. از جلدهایی که قابلیت بررسی و اهمیت ویژه‌ای دارد، جلد روغنی است که در نوع نقوش گل و بوته، بسیار ظریف و زیباست و در تولید آن سهم نقاش از صحاف، به مراتب بیشتر بوده و به نوعی، اثر هنری متمایز از کل اثر محسوب می‌شود. این‌گونه جلد در صحافی سنتی قرآن کریم از میانه قرن نهم و دهم ه.ق(15 و 16م.) که اوج ترقی صنعت تزئین نسخ خطی است و در اواخر دوره تیموریان، پا به عرصه وجود نهاد. پرسش این است: لایه‌های معنایی و کیفیت نمادها و نقوش گل و بوته به‌کار رفته در تزئینات جلدهای روغنی نسخ خطی تاریخ‌دار قرآن در دوره صفویه و قاجاریه موجود در کتابخانه آستان قدس رضوی، حاوی چه مضامینی است؟ روش پژوهش توصیفی- تحلیلی و مبتنی بر آرای نشانه‌شناسی پیرس است و جمع‌آوری اطلاعات به روش کتابخانه‌ای- اسنادی صورت گرفته است. جامعه بررسی، شامل چهار جلد روغنی متعلق به نسخ خطی قرآن است که دارای نقوش گل و بوته و تاریخ قطعی منتسب به ادوار صفویه و قاجاریه موجود در کتابخانه آستان قدس رضوی است. نتایج نشان می‌دهد براساس نظریه نشانه‌شناسی پیرس آرایه‌های تصویری جلدهای منتخب از نظر نوع نشانه‌ها ساختاری ترکیبی دارند و در مجموعه آنها حضور هر سه نوع نشانه شمایلی، نمایه‌ای و نمادین قابل شناسایی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل بصری کشیده‌ها و دوایر در گزیده‌ای از چلیپاهای نستعلیق بر اساس اصول نظریه گشتالت</title>
      <link>https://hgj.imamreza.ac.ir/article_245670.html</link>
      <description>خط نستعلیق به‌عنوان یکی از مهم‌ترین خطوط ایرانی، در دوره قاجار به اوج شکوفایی رسید و قالب چلیپا جایگاهی برجسته در خوشنویسی یافت. پژوهش حاضر با هدف تحلیل بصری کشیده‌ها و دوایر در چلیپاهای نستعلیق این دوره، بر مبنای اصول گشتالت انجام شده است. گشتالت با تأکید بر ادراک کل‌گرایانه، قوانینی چون مشابهت، مجاورت، پیوستگی، تقارن، موازات و منطقه مشترک را برای فهم سازمان‌دهی بصری مطرح می‌کند. پرسش اصلی تحقیق آن است که کشیده‌ها و دوایر چگونه بر ادراک مخاطب اثر می‌گذارند و کدام قوانین گشتالت بیشترین نقش را در انسجام دارند. این پژوهش از نظر هدف بنیادی و از نظر روش توصیفی تحلیلی است. داده‌ها از منابع کتابخانه‌ای و تارنماها گردآوری شده و محدوده زمانی قاجار (۱۳۴۳&amp;amp;ndash;۱۲۰۰ ه.ق) را دربر می‌گیرد. از میان آثار برجسته، ۵۲ نمونه انتخاب و سپس از هر هنرمند دو اثر به روش هدفمند بررسی شد. تحلیل کیفی داده‌ها برپایه مشاهده و تطبیق صورت گرفت. نتایج نشان می‌دهد کشیده‌ها و دوایر با هماهنگی شکلی، پیوستگی حرکتی و تکرار موزون، مسیرهای بصری روان و یکپارچه‌ای ایجاد می‌کنند که نگاه مخاطب را در طول ترکیب چلیپا هدایت می‌کند. همچنین، اصول مشابهت، مجاورت، پیوستگی، تقارن، موازات و منطقه مشترک بیشترین نقش را در ایجاد انسجام، توازن و هماهنگی بصری ایفا می‌کنند، در حالی که برخی اصول مانند عنصر متصل، بستار و شکل‌زمینه به‌دلیل ساختار پیچیده و همپوشانی‌های ظریف خطوط، کاربرد محدودتری دارند. این یافته‌ها نشان می‌دهد چلیپاهای نستعلیق هم‌ساز با اصول گشتالت‌اند و ساختاری منسجم و زیباشناختی فراهم آورده‌اند که درک یکپارچگی و هماهنگی بصری را تسهیل می‌کند.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
